دوشنبه 9 اسفند 1395
EN
منو
 
 
 
تيم اعتبار بخشي

محورهای کلیدی حاکمیت خدمات بالینی کدامند؟

 

مشارکت بیمار و جامعه 
آموزش و یادگیری     
مدیریت خطر           
استفاده از اطلاعات  
اثربخشی بالینی
ممیزی بالینی
مدیریت نیروی انسانی    

   

مشارکت بیمار و جامعه (patient and public involvement-PPI ):

«بیماران در طی سفرشان در سیستم سلامت حق دارند که با احترام و صداقت با آن ها رفتار شده و در هر جا که امکان داشته باشد، بتوانند در تصمیم گیری در مورد درمانشان، شریک شوند.» یکی از اساسی ترین اصول و سیاست های نظام جدید سلامت در این کشور ها، ارزش گذاری بر حقوق بیمار و قلمداد کردن آن بعنوان محور ارائه خدمات و تاکید ویژه بر مفهوم مشارکت بیمار و عموم مردم به مفهوم ایجاد فرصت برای عامه برای تعیین چگونگی دریافت خدمات سلامت است .

 فواید مشارکت بیماران و جامعه :

 مشارکت بیماران و جامعه در امر سلامت منجر به افزایش رضایتمندی وجلب اعتماد بیشتر مددجویان ، کاهش اضطراب و هیجانات بیماران ، درک بیشتر نیازهای فردی ، ارتباط مثبت و بهتر متخصصان و اثرات پایا ومثبت بر سلامتی می شود .در صورت تحقق مشارکت بیماران و تلقی آنان بعنوان شریک درمانی با حقوق مساوی ، بیماران در فرآیند درمان خود بطورفعال شرکت می نمایند و با دقت بیشتری طرح درمانی خود را پی گیری خواهند نمود و در نتیجه‌ی توانمند سازی آنان، حفظ سلامت بیمار بهتر تامین می شود . به همین علت نیز عموماً متخصصان نگرش مثبتی نسبت به مشارکت بیماران در امور درمانی خود دارند و این مفهوم را امتیاز خاصی هم برای خود و هم بیماران بشمارمی آورند .
 

آموزش و مهارت آموزی (Education & Training):

«حاکمیت بالینی نیازمند آن است که توسط فرهنگی که برای یادگیری مداوم ارزش قایل شده و آن را کلید موفقیت در مسیر ارتقای کیفیت می داند، پایه ریزی شود» توسعه مستمر دانش و مهارت های شغلی  لازمه هر سازمانی است که می خواهد حاکمیت بالینی را به اجرا درآورد. توسعه مستمر دانش ومهارت های شغلی عبارت است از فرایند یادگیری مداوم برای تمام افراد و تیم های حرفه ای، که بتوانند توانایی های خود در مواجهه با نیاز های بیماران، گسترش داده و به ارائه خدمات سلامت بپردازند

توسعه مستمر دانش و مهارت های شغلی ( CPD ) زمانی است که یادگیری دارای خصوصیات زیر باشد:

-                دانش پذیر، آشنایی قبلی با مطلب داشته باشد.

-                براساس نیاز سنجی انجام شده از فرد ، برنامه ریزی شود.

-                بر محور مشکلات او، بنا شود. (problem-centered)

-                مشارکت فعال فرد را در طی آموزش در برداشته باشد.

-                از منابع خود دانش پذیر، استفاده کرده و براساس تجربیات او ارائه شود.

-                شامل بازخورد های به موقع و مرتبط باشد.

-                وقتی ارائه شود که فرد نیاز به دانستن آن را حس و تجربه کرده باشد.

-                با خودارزیابی همراه باشد.

چیست؟Personnal Development Plan  ( PDP برنامه توسعه فردی و یا
برنامه توسعه فردی ، فرایندی مستمر برای ارزیابی نیازهای آموزشی و برنامه ریزی برای دست یافتن به آن نیاز ها است. این فرایند توسط سیستمی که به طور منظم این فرایند یادگیری را ارزیابی می کند، پشتیبانی شده و میزان پیشرفت و برنامه های آینده را طرح ریزی می کند. 
 

اجزای «برنامه توسعه فردی» چیست؟

برنامه توسعه فردی دارای اجزای زیر است :

1-      نیاز سنجی و ارزیابی نیاز های آموزشی

2-      تعیین اهداف آموزش و توسعه فردی

3-      امکان بحث و دریافت بازخورد

4-      تدوین برنامه عملیاتی برای اجرای اهداف فوق

5-      اجرای برنامه

6-       ارزیابی

 

مدیریت خطر و ایمنی بیمار (Risk management & patient safety) :

مراقبت های سلامت به طور غیر قابل اجتنابی با افزایش بروز خطر برای ایمنی بیمار همراه است. 

بیماران حق دارند که انتظار داشته باشند، مراقبت از آن ها مطابق با بهترین شرایط و استاندارد ها و براساس آخرین شواهد علمی و بالینی باشد

احتمال بروز خطر به معنای امکان بروز یک حادثه ناخوشایند و یا از دست دادن (loss) است و قسمتی از زندگی طبیعی ما به شمار می رود. ما همیشه در معرض دامنه وسیعی از موارد خطر زا هستیم و قسمت زیادی از وقتمان را در تلاش برای اجتناب از تصادف ، جراحت و یا حوادث ناخوشایند بسر می بریم. پیش بینی حوادث و خطرات و کاهش احتمال بروز آن ها در واقع همان مدیریت خطر است. 

انواع خطاها:

خطا ها به صور مختلف تقسیم بندی می شوند. به منظور اینکه زمینه بحث را در حوزه خطاهای پزشکی فراهم کنیم، می­بایست تعاریفی از انواع خطاهای پزشکی ارائه نمائیم. خطاها بر طبق نظر  James Reason 1990 دو نوعند :

1-     زمانی که اقدامات و فعالیت های انجام شده بر طبق انتظار و به شکلی صحیح و مناسب صورت نگرفته باشد.

2-     زمانی که اقدام یا عمل انجام شده از ابتدا، پایه و اساس صحیح و مناسبی نداشته باشد.

بنابراین دو تعریف اصلی در ارتباط با خطاها مطرح است یکی در مرحله برنامه ریزی و دیگری در مرحله اجرا

  

طراحی ایده ال برای یک سیستم گزارش دهی خطا می تواند شامل موارد زیر باشد:

1-     کلیات طرح:

·         هیچ عواقبی متوجه گزارش دهنده نشود.

·         تمام خطاها حتی موارد نزدیک به خطا (near miss)، گزارش شود.

·         از توصیه هایی که برای اصلاح داده می شود، فیدبک گرفته شود.

 

2-     جمع آوری داده:

·         فرمهای گزارش خطا را تهیه کرده ودر اختیار کسانی قرار دهید که دوست دارند در این زمینه همکاری کنند.

·         اجازه تماس بعدی با گزارش دهنده خطا به منظور روشن شدن جزییات گزارش بدهید در عین حال که ناشناس بودن فرد را حفظ می کنید.

·         بر توصیف مراحل رویداد خطا تاکید کنید.

·         از یک سیستم کامپیوتری آنلاین برای تسهیل گزارش دهی، استفاده کنید.

 

3-     مرحله تحلیلی:

·         داده ها را از تمام افرادی که به نوعی در حادثه درگیر می باشند، جمع آوری کنید.

·         در موقع رخداد یک حادثه واحد، تمام سیستم را در نظر بگیرید.

·         حوادث را براساس محلی که اتفاق می افتند، طبقه بندی کنید.

·         حوادث را بر حسب رویکرد قابل قبول تقسیم خطا، طبقه بندی کنید.

·         مشکلات شایع در یک بخش را شناسایی کنید.

 

4-    مداخله:

·         نقص های زمینه ای سیستم را به وسیله آنالیز تمامی خطاها پیداکنید.

·         محیط های مستعد خطا را برای انجام مطالعات اضافی مورد هدف قرار دهید.

·         اقدامات اصلاحی اجرا شده را برای بررسی اثر بخشی آنها، پیگیری کنید.

·         استراتژی مداخلات را به وسیله یک تیم چند منظوره، مشخص کنید.

·         برای تصمیم گیران و سیاست گزاران توصیه هایی داشته باشید.

 

تحلیل ریشه ای وقایع: (root cause analysis)

یک تکنیک برای درک سیستماتیک علت وقوع یک حادثه است که فراتر از درگیر کردن شخص یا اشخاص بوده و علل زمینه ای و محیطی که حادثه در آن رخ میدهد را نیز در برمیگیرد. تحلیل ریشه ای علت، به صورت گذشته نگر و چند منظوره، سلسله مراتب حوادث را طراحی کرده  و از زمان حادثه به عقب برمی گردد و اجازه می دهد که علل واقعی یک حادثه شناخته شود. بنابراین سازمانها می توانند بدین ترتیب از خطاهای به وقوع پیوسته، یادگیریهایی داشته و عملکرد مناسب را اعمال کنند. 

 

برای مدیریت خطا های پزشکی گامهای زیر پیشنهاد میگردد:

·      برای مشارکت همه کارکنان و متخصصان در امر شناسایی و مدیریت خطاها فرهنگسازی نمایید و عوامل مشوق سازمانی برای گزارشدهی و رفع خطاها در نظربگیرید.

·      به شناسایی خطاها و تشخیص موارد جدی آنها (Sentinel Event) ها بویژه در بخشهای پرخطر نظیر اورژانس بپردازید.

·      موارد جدی آسیب را بطور جداگانه بررسی و برای آنها فرآیند رفع مشکل در مدت معین ( کمتر از یکهفته) طراحی کنید .

·      از پرسنل بخواهید خطا هارابدون ذکر نام و یا قصد تخریب افراد ثبت و گزارشدهی داوطلبانه یااجباری نمایند .

·      گزارشات خطا را بطور مقطعی بخوانید، طبقه بندی و تحلیل کنید و عوامل کلیدی مسبب آنها را بویژه در ابعاد کاری و سیستمی شناسایی کنید.

·      درصدد رفع عوامل مسبب و تاثیرگذار بر وقوع خطا و ایجاد آسیب برآیید.

·      میزان تاثیر راه حل های خود را بر کاهش آسیبها اندازه بگیرید.

با توجه به رویکرد سیستمیک و عنایت به این موضوع که انسان امکان انجام خطا دارد (جایزالخطا است)، نحوه طراحی سیستم، شرایط آن و نحوه پاسخ دهی سیستم به نواقص و شکست ها، تعیین کننده نتیجه نهایی یک خطا بر روی سلامت بیمار، است. لازم به ذکر است که خطا لزوما منجر به آسیب و صدمه نمی شود. ارزیابی حوادث نه به عنوان پیداکردن مقصر و اعمال تنبیه و سرزنش است بلکه امکان یادگیری، تشخیص و درمان یک مشکل عمده را در طراحی و کارکرد سیستم سلامت، نشان می دهد.

 

استفاده از اطلاعات (Use of Information):

«اطلاعات زیر بنای هر سیستم دارای استاندارد و کیفیت است»

. بدیهی است که هر سازمانی به منظور نشان دادن بهبود کیفیت، نیازمند اطلاعات مناسب است . اطلاعات خوب برای برنامه ریزی ، اجرا ، مدیریت و ارزیابی خدمات ضروری است.

زمانی که اطلاعات از صحت کافی برخوردار نبوده و نیز تلاشی برای بهبود اطلاعات انجام نمی شود ، استفاده و بکارگیری آنها نیز با مشکل مواجه شده و نارسایی عمده ای در سیستم ایجاد می نماید که همانا عدم تمایل کادر بالینی به جمع آوری اطلاعات است .

 کیفیت داده ها بر اثربخشی اطلاعات تأثیر گذار است. منظور از داده های با کیفیت بالا ، داده هایی است که کامل ، صحیح ، مرتبط ، قابل دسترس و به روز باشد . بهبود در نحوه جمع آوری اطلاعات ، مدیریت و استفاده از اطلاعات در ارتقاء کیفیت ارائه خدمات بالینی به بیماران و پایش مستمر و ارزشیابی خدمات،  مؤثر است . 

نظام اطلاعات بالینی که متخصصان نظام بهداشت و درمان در سطح کلان و یا در یک بیمارستان به آن نیاز مبرم داشته و آنان را قادر به مدیریت و بازنگری کیفیت خدمات ارائه شده می نماید، بعنوان نظامی محسوب می شود که محتوی کلیه اطلاعات مدیریتی ، دموگرافیک و فردی مرتبط به کارکنان سلامت برای ارائه خدمات مبتنی برشواهد به بیماران در هر زمان و هر کجا است . نظام یکپارچه اطلاعاتی که مبین نیازهای اطلاعاتی بیماران و کارکنان بالینی است، برای برنامه ریزی ، اجرا ، مدیریت و ارزیابی خدمات سلامت ضروری است . نظام اطلاعاتی خوب و مطلوب، به کارکنان جهت شناسایی منابعی که به آن نیازمندند و فرآیند های مؤثر و تعیین پیامدها و نتایج، کمک می نماید . نظام اطلاعاتی خوب همچنین به متخصصان سلامت در تعیین اطلاعات برای پژوهش ها ، ممیزی ، اثربخشی بالینی و تدوین راهنماهای بالینی کمک می‌نماید .

اثربخشی بالینی (Clinical Effectiveness):

تعریف اثر بخشی بالینی، "استفاده از بهترین دانش به دست آمده از پژوهش ، تجربه بالینی و ترجیحات بیمار برای رسیدن به نتایج مطلوب در روند مراقبت از بیماران" است. چارچوب این فرآیند را اطلاع رسانی ، تغییر و پایش تشکیل می دهد. اثربخشی بالینی و ممیزی بالینی از اجزاء اساسی حاکمیت بالینی به منظور بهبود و تضمین کیفیت هستند. هدف اثربخشی بالینی که در قالب عملکرد بالینی مبتنی بر شواهد ایجاد می شود، بهبود در ارائه خدمات است. اثربخشی بالینی در مورد انجام کار درست، در زمان مناسب، برای بیمار مناسب بوده و با بهبود کیفیت و عملکرد ارتباط دارد.اثربخشی بالینی دامنه ای ازفعالیتهای ارتقا کیفیت است و شامل:

·         شواهد، راهنماهای بالینی و استانداردهایی برای تعیین و اجرای بهترین عملکرد

·         ابزار ارتقای کیفیت (مثل ممیزی بالینی، ارزشیابی) به منظور بازنگری و ارتقای درمانها و خدمات

·         سیستم اطلاعاتی برای ارزیابی عملکرد جاری و تدارک شواهدی برای ارتقاء

·         ارزیابی شواهد از نظر هزینه- اثربخشی

·         ارتقا و استفاده از سیستمها و ساختارهایی که یادگیری درون سازمانی را توسعه می بخشد.

Dictionary - View detailed dictionary

اثر بخشی بالینی حاصل کاربرد بهترین دانش برگرفته از پژوهش روزآمد و تجربه، برای انجام فرآیند صحیح بالینی و دستیابی به نتایج بالینی مطلوب برای بیمار است همچنین اثربخشی بالینی حکایت از مطلوبیت نتایج کاربرد یک دارو یا روش تشخیصی درمانی در تولید بهترین نتایج بالینی در بیمار می کند

زمانی که سه جزء بهترین دانش موجود، مهارت بالینی پزشک و ارزش ها و ترجیحات بیمار به یکدیگر بپیوندند، پزشک و بیمار پیوندی را ایجاد می‌نمایند که نتایج بالینی و کیفیت زندگی بیمار را بهبود می‌بخشند. این سه جز به شرح زیر هستند:


1- بهترین دانش موجود (شاهد)، همان تحقیقات بالینی رایج است که جهت تعیین درستی و دقت تست‌های تشخیصی، اندازه‌گیری میزان تاثیر و مفید بودن رژیم‌های درمانی، و مانند آن صورت می‌پذیرد. شواهد جدید حاصل از تحقیقات بالینی، نه تنها تست‌های تشخیصی و درمان های قبلی را بررسی و در صورت لزوم با شواهد جدیدی که دقیق‌تر و مطمئن‌تر هستند، جایگزین می‌سازند.

2- مهارت بالینی پزشک، همان تخصص و قدرت تشخیص سریع علائم بیماری، خطرات و فوائد مداخلات ممکن، ارزش‌های فردی و انتظارات بیمار از پزشک بوده و با تکیه بر تجربیات بالینی او است.

3- ارزش‌های بیمار
، همان ترجیحات، نگرانی‌ها و توقعات خاص هر بیمار است که از نظر بالینی اهمیت داشته و بایستی در هنگام اخذ تصمیمات بالینی به آنها توجه نمود..

شواهد بالینی را می توان از طرق مختلفی به دست آورد. این روش ها به ترتیب قوت و قابلیت اعتماد از بالا به پایین عبارتند از :

- راهنمای طبابت بالینی

-  مرور نظام مند شواهد -گزارش ارزیابی فن آوری سلامت

- کارآزماییهای بالینی تصادفی

- کارآزماییهای بالینی غیر تصادفی

- مطالعات نیمه تجربی

      - مطالعات موردی
 
     - مطالعات همبستگی
 
     - مطالعات غیر تجربی                                                            

ممیزی بالینی (Clinical Audit):

  یک فرایند ارتقا کیفیت، که با هدف ارتقای کیفیت خدمات و مراقبتهای ارائه شده به بیماران و بهبود نتایج حاصل از آن صورت می گیرد و این عمل را از طریق مرور نظام مند وضعیت موجود و تطابق آنها با استانداردهای صریح و روشن و انجام مداخله و ایجاد تغییر به انجام می رساند.

چرخه انجام ممیزی بالینی:

در منابع مختلف اجزا و مراحل مختلف و بعضا متفاوتی برای انجام یک فرایند ممیزی بالینی ترسیم شده است. چرخه ممیزی بالینی می تواند این گونه توصیف شود:

-         تعیین وتدوین استانداردها

-         بررسی وضعیت موجود

-         مقایسه نتایج با استانداردها

-         انجام مداخله و تغییر عملکرد براساس نتایج مقایسه

       -     ممیزی مجدد جهت حصول اطمینان از بهبود عملکرد

مراحل انجام ممیزی بالینی:

1-     انتخاب موضوع و عنوان پروژه ممیزی

2-    تشکیل تیم ممیزی

3-    تعیین اهداف عینی واستانداردها

4-    انتخاب نمونه و نمونه گیری

5-    طراحی روش جمع آوری داده ها و اجرای آن

6-    تجزیه وتحلیل اطلاعات

7-    گزارش یافته ها وتهیه گزارش

8-    اعمال تغییرات و تکرار ممیزی

9-    انتشار نتایج

10-    در نظر داشتن اخلاقیات

مدیریت کارکنان (Staff & staff management):

«بیماران حق دارند که توسط کارکنانی حرفه ای با مهارت ها و تخصص های مرتبط و به روز، تحت مراقبت قرار گیرند»

یکی از حیطه های مدیریت منابع، مدیریت کارکنان است. با انتخاب صحیح نیروهای انسانی، می توان بنیان صحیحی برای سازمان تدارک دید.

مدیریت کارکنان چیست؟

مدیریت کارکنان شامل به کار گیری و انتخاب کارکنان، ارزیابی و نظارت بر آنان، توسعه مهارت های فردی و شغلی و تامین رفاه ایشان است.

با توجه به تعریف بالا، مدیریت کارکنان شامل موارد زیر است:

1-      1- جای گذاری هر فرد در جایگاه خودش

2-    2-  توسعه و پیشرفت محیط کار به طوری که کارکنان براساس تغییراتی که درطول زمان در تقاضاهای بیماران برای دریافت خدمات ایجاد می شود، آماده شوند .

3-    3-   اطمینان از رضایت شغلی کارکنان

برای آن که از درست بودن مدیریت خود در امر کارکنان، مطمئن باشید لازم است نکات زیر را رعایت کنید:

-         شرایط احراز هر شغل را به روز شده، داشته باشید.

-         شرایط استخدام را مشخص کنید.

-         ارزیابی دو طرفه داشته و برنامه هایی برای توسعه فردی کارکنان خود داشته باشید.

-         امکانات آموزشی را در داخل سازمان برای پرسنل فراهم کنید.

-         جلسات منظم با پرسنل خود داشته و ارتباط مناسبی را با آن ها برقرار کنید.

-         امکان آشنایی با مقررات و ضوابط اداری و روش های بیان شکایات را برایشان فراهم کنید.

     -     پرونده های پرسنلی را به صورت محرمانه نگه داشته و دسترسی به آن ها را فقط به افراد مجاز محدود کنید
 
 
تاریخ آخرین به روزرسانی : 1391/07/04
 
     
 
 
آمار مراجعات
آمار این صفحه  امروز:   1  دیروز:   0  کل مراجعات:   1607